مجزه ای که پشت واژه ها پنهان می کنم تا اگر رویاست، پایان نیابد
و اگر حقیقت است رویاگونه بماند... .
این روزها تنها خیالات است،
که به زندگیم معنا داده و کسالت روزمرگی ها را از من می گیرد،
و شاید، واژه واژه تا به دریا شدن،
عطر تو را می آورد... .
پی نوشت۱:
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست....
پی نوشت۲:
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
پی نوشت۳: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۴: همین.

