تبليغاتX
تار و ترمه

چرخها نمی چرخند...

 

امروز كه به اندازه ي يك برگ، بزرگ ميشوي

فراموشم نكن...

 

من به آهنگ حضورت محتاجم،

 به سبزینه ی نگاهت...

 و به سبابه ي سردي كه بي هوا لمسم كند...

 

من تجربه ي تو را ثبت کرده ام...

و سرنوشت تو را پيوند مي زنم

به انتهاي زميني كه

 يادگار توست!!

 

فراموشم نكن...!

 

پی نوشت۱: امیر:

سكوت، سردي شب، يك چهارراه عريض

چراغ زرد، توهم، زني مليح و مريض

نگاه كن و بسوزان، هر آنچه در من بود

و كوك كن دل ما را كه شكل آهن بود

تراشكار مزخرف، دلم برآمده نيست

تو گفتيش كه بيا، ببين كه آمده نيست

تمام توشه ي راهت دو بسته ي مگنا

كه دود كردي و رفتي به كوچه ي رعنا

و كوچ كرده از آن كوچه، كوچه كوچه تو را

كسي كه داد نمي زد گلوي پوچ تو را

و قرن، قرن هيولا و قرن دختر زشت

و عكس هاي تباني زن، خدا و بهشت

براي جوجه كلاغي كه در تو زندانيست

طناب دار بياريد، دانه تكراريست

طناب دار بياريد، ما همه مَرديم

براي گريه ي پروانه ها نمي خنديم

بدان كه بازي مردانه اشكنك دارد

رقيب قصه ي ما سرشكستنك دارد

 .....

 پی نوشت۲: امروز جای آیه ها خالیست!

پی نوشت۳: عادت به پی نوشت ها عادت بدیست...، باید در یک خط تمام شویم!

پی نوشت۴: چه زود دل تنگ شدم...!

پی نوشت۵: داراییش، روسری و صورت عروسکی/// و یک مشت خاطره از دوران کودکی

پی نوشت۶: مراد قلی پور:

از طایفه ی آدم و حوا هستیم

ما از پدری عاشق زنها هستیم

تا نوبت ما گشت گناهش خواندیم

سنت شکنی شده ست و تنها هستیم

پی نوشت۷: این قدر ورزشکارا تو المپیک درخشیدند که برای برگشتشون چراغونی لازم نیست!

پی نوشت۸: نتایج کنکور نیمه ی دوم شهریور میاد...، شایعه پراکنی نکنید!

پی نوشت۹: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۱۰: همین.

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 11:45 | چهارشنبه سی ام مرداد 1387 •

یک لیوان مهمان من...

 

 مهمان من باش...

یک لیوان ما را کافیست...

قسمت می کنیم، سهم ما شدن را...

حل می شویم در حباب های نفس،

در هوای عشق...

یک بار من،

یک بار تو،

و بارها ما و ...

 

پشت ميز محبت، شمع ها روشن است...

چشم هايت نيز

و فكر...

قند را براي تنهايي گذاشته ام...

چاي با تو شيرين است!

 

پی نوشت۱: می شود سرشار یک لبخند شد/// طعم یک چایی بدون قند شد

پی نوشت۲: " سخن حق همان است که از جانب خدا به تو رسید، مبادا هیچ گاه در آن شک کنی"   (آل عمران-۶۰)

پی نوشت۳: مریم جعفری:

" آی کاغذ بغلم کن که تنم کم شده است/// مرده ام پس کفنم باش که سردم شده است

پی نوشت۴: تو را می شود مهربان ترین نامید...

پی نوشت۵: تولدت مبارک...، ببخشید دیر شد دیگه...، هوای ما رو هم داشته باش!

پی نوشت۶: مدتی است که کاغذهایم را مانند مادر می بینم...

پی نوشت۷: به دو نفر تبریک...

پی نوشت۸: سهراب:

" من به سیبی خوشنودم

و به بوییدن یک بوته ی بابونه.

من به یک آیینه، یک بستگی پاک قناعت دارم."

پی نوشت۹: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۱۰: همین.

 

 

 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 11:11 | دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 •

یک بار دیگر...

 

هی با کلاغ های شب پرواز کردی

دل را سپردی با سیاهی ساز کردی

 

جدی نبودی با مترسکهای تنها

با شانه های خسته از تکرار فردا

 

یک آسمان بود و کلاغی و نگاهی

یک مزرعه با یک مترسک غرق آهی

 

یک بی خیالی و پری پشت کلاهش

یک یادگاری و همین، اوج نگاهش

 

عشق مترسک، مزرعه، یک خوشه گندم

پرواز یک دسته کلاغ و شک مردم

 

یک بار دیگر خنجر و قلبی تپنده

جنگی میان یاس و یک دسته پرنده

 

این بار هم بازیچه ام کردی نشستی

من را میان این عروسک ها شکستی

 

اما مترسک با صدایت جا به جا شد

سلول های مغزش از دستش رها شد

 

شاید کلاغی را بلد بودن محال است

اما بدان عشق مترسکها حلال است

 

پی نوشت۱: به نام صلح...

پی نوشت۲: " آن خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که تصدیق کننده کتب آسمانی قبل از خود است و تورات و انجیل را فرستاد. "(آل عمران-۳)

پی نوشت۳:

نرسد دست تمنا چو به دامان شما/// می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما

از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست/// نیمه جانی است در این فاصله قربان شما

پی نوشت۴: هر کسی باید به تنهایی خودش عادت کند.... باور کن...!

پی نوشت۵: سهراب:

" عبور باید کرد.

صدای باد می آید. عبور باید کرد."

پی نوشت۶: امیر ارجینی:

" قصد دل کندن ندارم، از تو ای دل کنده از خود/// از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد

پی نوشت۷: شایان:

" پله پله قدمات و میشمرم به روی سینم/// بذار همسایه یه لحظه کنج قلب تو بشینم"

پی نوشت۸: خنک آن قماربازی که بباخت انچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۹: همین.

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 13:10 | شنبه بیست و ششم مرداد 1387 •

نمی توانم...

دلم می خواست....

روزی...

ساعتی...

لحظه ای....

تو را رها کنم....

تو را رها کنم و بافنده ی تقدیر نباشم...

 

چه حیف....

نتوانسته ام...

نمی توانم مانند تو باشم...

کسی میگفت: "ثابت هستیم"

من غریزه ی تو را نمی گیرم....

مرا ببخش...

که مانند تو "بد" نمی شوم...

نمی توانم...

می دانی...

سخت است...

 

من عشق را زیر دندان هایم مزه می کنم...

شیرین...

تلخ....

چه فرق می کند...

وقتی تو...

وقتی تو، عشق را در خرد شدن...

تو عشق را در....

نمی دانم...

 

پی نوشت۱: آهای مردم...، کمی بالاتر...، کمی افقها را بازتر کنیم...، کمی هوای تازه بخوریم...!

پی نوشت۲: " پس اگر ترک ربا نکردید آگاه باشید که به جنگ خدا و رسول او برخاسته اید. و اگر از این کار پشیمان گشتید اصل مال شما برای شماست که در این صورت به کسی ستم نکرده اید و از کسی ستم نکشیده اید." (بقره-۲۷۹)

پی نوشت۳: سهراب:

"چرا مردم نمی دانند

که در گل های ناممکن هوا سرد است؟"

پی نوشت۴: سهراب:

" من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم.
هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود.
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد.
هيچكس زاغچه اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت."

پی نوشت۵: شاید کلاغی را بلد بودن محال است/// اما بدان عشق مترسکها حلال است

پی نوشت۶: شاملو:

" الگوی شعر شاعر امروز

گفتیم:

زندگیست!"

پی نوشت۷: مریم حیدرزاده:

"تنها کسی که خوب مرا درک می کند

یک روز زادگاه مرا ترک می کند"

پی نوشت۸: مهرداد پیله ور:

" تکه ای از ماه در دستان تو

تکه ای در دستان من

چه رقصی می کند

ماه

وقتی نگاهمان

درهم

گره می خورد!"

پی نوشت۸: دلت نگیره رازقی...

پی نوشت۹: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۱۰: همین.

 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 12:42 | سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 •

از خاموش به روشن...

 

وقتی آمدی، چشمهای کوچه را می بندم...

پرده ها را می کشم...

آخر می دانی...

این پلان، تنها دو بازیگر دارد...

می خواهم دنیا مال من و تو شود...

تو برای من...

من برای....

 

می خواهم پرسپکتیو عشق را اجرا کنم...

تمام نقطه ها به تو رسند...

سوی چشمانم نیز...

با آمدنت لحظه هایم چراغانی می شوند...

سایه ها، دالان نور می گشایند...

در میانشان نزدیک خواهیم شد...

به اندازه ی ابدیت...

و سپس پرواز...

و چرخش دریچه ها به آسمان...

 

چه کنم!؟

سبک، تو را پسندیده ام....

می دانی...!؟

****

پی نوشت۱: امیر ارجینی:

آمدی از راه دوری، تنگ زیبای بلوری

آمدی دیدی دلم را خسته در کنج صبوری

 

وقت تاریکای جاده با تو یک فانوس آمد

تشنه بودم قطره ای را با تو اقیانوس آمد

 

قصد دل کندن ندارم، از تو ای دل کنده از خود

از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد

 

ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم

غصه معنایی ندارد تا تو میخندی برایم

 

پیش تو از یاد بردم روزهای سختی ام را

عشق، مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختی ام را

 

پی نوشت۲:" و خدای شما، خدای یکتاست، نیست خدایی مگر او که بخشاینده است" (بقره- ۱۶۳)

پی نوشت۳: هوا اون قدر خوب شده که...

پی نوشت۴: امروز روز خوبی بوده...، همین طور بمونه...، خدایا ممنون...، نه به خاطر امروز...، برای همیشه...!

پی نوشت۵: سهراب:

" خواب روی چشمهایم چیزهایی را بنا می کرد:

یک فضای باز، شن های ترنم، جای پای دوست..."

پی نوشت۶: باز هم یک بوی خوب...، بوی زندگی شاید...، باز هم....

پی نوشت۷: خیلی سریع تغییر کردیم...، تفکرات...، همه چیز...، خدایا...، من...!

پی نوشت۸: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۹: همین.

 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 13:25 | شنبه نوزدهم مرداد 1387 •

وحی...

 

گفتی: چشمانت را ببند... تا ببینی چه اندازه "دوستت" دارم...

گفتم: با چشمهای بسته به دیدار چه روم!؟

گفتی: مانند موسی شده ای....، بی تاب...

گفتم: قیاس پیامبری نکن، سرم از شرک پر است...

گفتی: هنوز درنده نیستی... امید دارم....

گفتم: چگونه؟

گفتی: نمی دانم...، چشمانت را ببند...

 

پی نوشت۱: انگار تا ابد، با این بهونه ها...

پی نوشت۲: " و به آنان که در راه خدا کشته شوند مرده نگویید، بلکه زنده ابدی هستند ولیکن همه شما این حقیقت را در نخواهید یافت." (بقره- ۱۵۴)

پی نوشت۳: بگذاریم که دست کودک ذهن رها بماند...، کمی بازی کند....، سرک بکشد...!

پی نوشت۴: سهراب:

" به تماشا سوگند...

و به آغاز کلام...

و به پرواز کبوتر از ذهن...

واژه ای در قفس است."

پی نوشت۵: سهراب:

" من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد

وقتی از پنجره می بینم حوری

- دختر بالغ همسایه-

پای کم یاب ترین نارون روی زمین

فقه می خواند."

پی نوشت۶:

T.S.Eliot:

"I shoud be glad of another death"

پی نوشت۷: آی مردم....، عشق را معنی کنید...!

پی نوشت۸: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۹: همین. 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 16:44 | پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 •

بادبادک ها، مال خدا...

بادبادک هایم از آن تو...

هواییشان کن...

هواییشان کن به بالاترین،

 به اوج،

 به سرنوشت خورشید،

همان نقطه ای که، ستاره ام به چشمانت پیوند خورد.

 

بادبادک خسته است....

 بگذار نخ ها بازیچه شوند،

باد باشد و بادبادک....

و تصمیم سرنوشت...

بسپارشان به خدا...

مگر اینگونه تنها شویم...!

 

پی نوشت۱:

تو سیاهی زمستون دنبال خودت میگردی/// اما اون که باورت داشت، حتی باورش نکردی

تو نگفتی یکی اینجا، تو تنش خستگی مونده/// واسه ی باقی راهش دیگه جون براش نمونده

پی نوشت۲: " هرکس کار نیکو کند او را ده برابر آن خواهد بود و هر کس کار زشت کند به قدر کار زشتش مجازات می شود و بر آنها اصلا ستم نخواهد شد" (انعام-۱۶۰)

پی نوشت۳: نمی دونم، هنوز اون بالا هستی یا نه....، ولی هوای ما رو هم داشته باش...

پی نوشت۴: دلم می خواد، یا بهتر بگم، دلم می خواست...، نمی دونم...

پی نوشت۵: تا سقف و ستون باشند، دست من و چتر تو/// بر ما شبحی حتی، آوار نخواهد شد

پی نوشت۶: تولد سه تا عزیزه...، تولد سه تاشون مبارک...، یاد ما هم باشید...، ما یادتونیم...

پی نوشت۷:

It's in the click of my heels,
The bend of my hair,
the palm of my hand,
The need of my care,
'Cause I'm a woman
Phenomenally.
Phenomenal woman,
That's me.

"Maya Angelou "

پی نوشت۸: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۹: همین.

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 23:31 | سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 •

از ترمه و تغزل...

نام "حسین منزوی" امروز در ذهن هر مخاطب ادبی به عنوان یکی از اسطوره های غزل معاصر شکل گرفته است. مردی که بدون شک او را یکی از پیش گامان غزل سرایی نو می توان دانست و به عقیده ی اکثریت کارشناسان ادبی حسین منزوی، نیماگونه غزل را دگرگون کرد. خیلی مدت بود که می خواستم یادی از این استاد بزرگ بکنم، که امروز قسمت شد... .

چند بیت به یاد استاد واژگان:

***

شاید دلی از یک دل آزرده شود اما/// هرگز دلی از یک دل بیزار نخواهد شد

***

دو چشم داشت- دو "سبز آبی" بلاتکلیف/// که بر دو راهی " دریا چمن" مردد بود

به خنده گفت: ولی هیچ خوب، مطلق نیست/// زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود

***

هستی چه بود؟ اگر که مرا و ترا نداشت/// کوهی که هیچ زمزمه در وی صدا نداشت

***

نام من عشق است، آیا میشناسیدم؟ /// زخمی ام- زخمی سراپا، میشناسیدم؟

***

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست/// آنجا که باید، دل به دریا زد، همینجاست

***

لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد/// عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

بعد از تو باز عاشقی و باز...،آه نه/// این داستان به نام تو، اینجا تمام شد

***

بی تو شبم با ستاره شام غریبان است/// با تو شبم بی ستاره نیز چراغانست

***

آن نه عشق است که بتوان بر غمخوارش برد/// یا توان طبل زنان بر سر بازارش برد

***

ای شوق تو بر شیشه ی طاقت زده سنگم/// وی آمدنت عقده گشای دل تنگم

***

گزیدم از میان مرگها این گونه مردن را: /// تو را چون جان فشردن دربر آنگه جان سپردن را

***

در دست گلی دارم، اینبار که می آیم/// کانرا به تو بسپارم، اینبار که می آیم

***

در این مدار که هم ماه جز غریبی نیست/// غریبی تو و من قصه ی عجیبی نیست

***

نوبت آمد می نوازد نوبتی ناقوسمان/// تا بگیرد رودهامان راه اقیانوسمان

***

کسی از آن سوی ظلمت مرا صدا می کرد/// که بادبادک خورشید را هوا می کرد

***

پی نوشت۱: روحش شاد...

پی نوشت۲: "و یاری جویید از خدا به صبر و نماز، که نماز(با حضور قلب) امری بسیار بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان فروتن"(بقره-۴۵)

پی نوشت۳:

چیزی ندارم...!

زندگیم پاییزی است...!

برگهایش هدیه ی تو...

بهاریشان کن...

سبز سبز...

مانند: آرزوهایمان...

به مانند: وسعت ما شدن...!

پی نوشت۴:

من کسی خواهم شد...

آسمان هم باشی، بغلت خواهم کرد...

فکر گستردگی واژه نباش...

همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند!

پی نوشت۵: پابلو نرودا:

" نان را از من بگیر، اگر می خواهی،

هوا را از من بگیر، اما

خنده ات را نه."

پی نوشت۶: آنا آخماتووا:

" خاطره ای در درونم است...

چون سنگی سپید درون چاهی.

سر ستیز با ان ندارم، توانش را نیز:

برایم شادی است و اندوه."

پی نوشت۷: شاعران پیامبران امروز هستند...

پی نوشت۸: زندگی باید کرد...

پی نوشت۹: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۱۰: همین.

 

 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 22:49 | یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 •

...To be continued

 

به نام کسی شروع کن، که متفاوت بود، به نام کسی که خدا می نامندش، به نام خودت...

بزرگ شو، آن قدر که تمام سرها برای نظاره ات بایستند و آرزوی کودکانی باش که قد می کشند تا در آستانه ی ستاره شدن به چرخش درآیند. به سمت خدا می روی، پس عاشق باش، با خدا یکی شو، شاید روزی عاشق خودت شوی و به خدا شدنت سجده کنی، شاید یک بار هم که شده، فرشتگان به سجودت نیایند... . شاید بدانی خاطراتی که کاغذهای کاهی نگاه می دارند با یک باران که نه، با یک قطره، قطره ای اشک شسته می شوند و در رگه های باریک زندگیت معنا می یابند، پس ذهنت را لبریز باران، خاطراتت را سبز، خوابت را خوش، صدایت را خوب و عاشقی را در متن لحظه هایت روان کن.

این بار اشتباه می کنم، اشتباهی به اندازه ی کوچکی یک عمر، به وسعت درس گرفتن، به قدرت برخاستن... .

پی نوشت۱: آزاد آزادم...ببین...

پی نوشت۲: دیشب گفتی: "عاشق خودت باش"...، ممنونم... .

پی نوشت۳: " این کتابی است که به تو نازل شد، پس تو دلتنگ و رنجه خاطر (از انکار مردم) نسبت به آن مباش، تا (مردمان را) به آن بترسانی، و اهل ایمان را سبب یادآوری باشد." (اعراف۲)

پی نوشت۴: حامد عباسیان:

دستش گِلی ست، قلب کنارت کشیده است/// عاشق شده ست، بعد تو را آفریده است

پی نوشت۵:

من به مهمانی دنیا رفتم:

من به دشت اندوه،

من به باغ عرفان،

من به ایوان چراغانی دانش رفتم.

رفتم از پله ی مذهب بالا.

تا ته کوچه ی شک،

تا هوای خنک استغنا،

تا شب خیس محبت رفتم.

پی نوشت۶: شاید برای خداحافظی خیلی زود باشد....، من هستم...

پی نوشت۷: چیزی ندارم، زندگیم پاییزی است، برگهایش هدیه ی تو...

پی نوشت۸: کوتاه می نویسم....

پی نوشت۹: تو این روزا دو نفر خیلی کمک کردن...، باز هم ممنون....!

پی نوشت۱۰: خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۱۱: همین.

 

 

 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 14:21 | جمعه یازدهم مرداد 1387 •

عبدالکریم سروش و شیرین عبادی در میان 20 روشنفکر...

در چهار هفته رای گیری اینترنتی که توسط مجله ی آمریکایی فارین پالیسی  انجام شد بیش از ۵۰۰ هزار نفر از سراسر جهان روشنفکران مردمی خود را انتخاب کرده و به آنها رای دادند، در بین ۲۰ روشنفکر انتخاب شده نام دو ایرانی هم وجود داشت که باعث افتخار ایران و ایرانی خواهد بود:

FETHULLAH GÜLEN

Religious leader • Turkey

An Islamic scholar with a global network of millions of followers, Gülen is both revered and reviled in his native Turkey. To members of the Gülen movement, he is an inspirational leader who encourages a life guided by moderate Islamic principles. To his detractors, he represents a threat to Turkey’s secular order. He has kept a relatively low profile since settling in the United States in 1999, having fled Turkey after being accused of undermining secularism.

MUHAMMAD YUNUS

Microfinancier, activist • Bangladesh

More than 30 years ago, Yunus loaned several dozen poor entrepreneurs in his native Bangladesh a total of $27. It was the beginning of a lifetime devoted to fighting poverty through microfinance, efforts that earned him a Nobel Peace Prize in 2006. Over the years, his Grameen Bank, now operating in more than 100 countries, has loaned nearly $7 billion in small sums to more than 7 million borrowers—97 percent of them women. Ninety-eight percent of the loans have been repaid.

YUSUF AL-QARADAWI

Cleric • Egypt/Qatar

The host of the popular Sharia and Life TV program on Al Jazeera, Qaradawi issues w .eekly fatwas on everything from whether Islam forbids all consumption of alcohol (no) to whether fighting U.S. troops in Iraq is a legitimate form of resistance (yes). Considered the spiritual leader of the Muslim Brotherhood, Qaradawi condemned the September 11 attacks, but his pronouncements since, like his justification of suicide attacks, ensure his divisive reputation.

ORHAN PAMUK

Novelist • Turkey

Part political pundit, part literary celebrity, Pamuk is the foremost chronicler of Turkey’s difficult dance between East and West. His skillfully crafted works lay bare his native country’s thorny relationship with religion, democracy, and modernity, earning him a Nobel Prize in literature in 2006. Three years ago, Pamuk was put on trial for “insulting Turkish identity” after mentioning the Armenian genocide and the plight of Turkey’s Kurds in an interview. The charges were later dropped. Today, Pamuk teaches literature at Columbia University.

AITZAZ AHSAN

Lawyer, politician • Pakistan

President of Pakistan’s Supreme Court Bar Association, Ahsan has been a vocal opponent of President Pervez Musharraf’s rule. When Musharraf dismissed the head of the Supreme Court in March 2007, it was Ahsan who led the legal challenge to reinstate the chief justice and rallied thousands of lawyers who took to the streets in protest. He was arrested several times during the period of emergency rule last year. Today, he is a senior member of the Pakistan Peoples Party, formerly led by Benazir Bhutto, and one of the country’s most recognizable politicians.

AMR KHALED

Muslim televangelist • Egypt

A former accountant turned rock-star evangelist, Khaled preaches a folksy interpretation of modern Islam to millions of loyal viewers around the world. With a charismatic oratory and casual style, Khaled blends messages of cultural integration and hard work with lessons on how to live a purpose-driven Islamic life. Although Khaled got his start in Egypt, he recently moved to Britain to counsel young, second-generation European Muslims.

ABDOLKARIM SOROUSH

Religious theorist • Iran

Soroush, a former university professor in Tehran and specialist in chemistry, Sufi poetry, and history, is widely considered one of the world’s premier Islamic philosophers. Having fallen afoul of the mullahs thanks to his work with Iran’s democratic activists, he has lately decamped to Europe and the United States, where his essays and lectures on religious philosophy and human rights are followed closely by Iran’s reformist movement.

TARIQ RAMADAN

Philosopher, scholar of Islam • Switzerland

One of the most well-known and controversial Muslim scholars today, Ramadan embodies the cultural and religious clash he claims to be trying to bridge. His supporters consider him a passionate advocate for Muslim integration in Europe. His critics accuse him of anti-Semitism and having links to terrorists. In 2004, Ramadan was denied a U.S. visa to teach at Notre Dame, after the State Department accused him of donating to Islamic charities linked to Hamas.

MAHMOOD MAMDANI

Cultural anthropologist • Uganda

Born in Uganda to South Asian parents, Mamdani was expelled from the country by Idi Amin in 1972, eventually settling in the United States. His work explores the role of citizenship, identity, and the creation of historical narratives in postcolonial Africa. More recently, he has focused his attention on political Islam and U.S. foreign policy, arguing that modern Islamist terrorism is a byproduct of the privatization of violence in the final years of the Cold War. He teaches at Columbia University.

SHIRIN EBADI

Lawyer, human rights activist • Iran

Iran’s first female judge under the shah, Ebadi founded a pioneering law practice after she was thrown off the bench by Iran’s clerical rulers. Having initially supported the Islamic Revolution, she cut her teeth defending political dissidents and campaigning for the rights of women and children. A fierce nationalist who sees no incompatibility between Islam and democracy, Ebadi became the first Iranian to win the Nobel Peace Prize in 2003.

NOAM CHOMSKY

Linguist, activist • United States

Chomsky is perhaps best known for his scathing criticisms of U.S. foreign policy extending back to the Vietnam War. An outspoken activist, a lively debater, and an icon of the international left, Chomsky rarely shies away from assailing American power and venerating those he deems the world’s oppressed. The failures of American mass media and the greed of big business are also frequent targets of his critiques. Beyond his political provocations, Chomsky’s contributions to modern linguistics are immense, particularly his theory of generative grammar. The bestselling author of more than 30 books, Chomsky has taught at the Massachusetts Institute of Technology for more than half a century.

AL GORE

Climate change activist, politician • United States

From the dejection of losing the 2000 U.S. presidential election, Gore has come to define political renaissance—and vindication—in the years since. For his second act, Gore found his true voice in raising public awareness of the effects of global warming. His efforts have earned him an impressive list of titles—Oscar winner and Nobel Peace Prize recipient among them—and acclaim as perhaps today’s most influential environmental crusader.

BERNARD LEWIS

Historian • Britain/United States

Professor emeritus at Princeton University and the author of dozens of books, Lewis is one of the foremost historians of the Middle East. He is also one of the most sought-after advisors on the region’s politics and on Islamic society. Lewis’s works have recently focused on the source of antagonism between Islam and the West, a conflict he attributes to Islam’s failure to adapt to modernity.

UMBERTO ECO

Novelist, semiologist • Italy

Renowned for intricate, richly written novels that blend obscure historical events with complex plots and symbols, Eco is easily one of the world’s most scholarly writers of fiction. His day job, professor of semiotics at the University of Bologna, provides him ample material for his bestselling books, which have been described as encyclopedic in their historical breadth.

AYAAN HIRSI ALI

Activist, politician • Somalia/Netherlands

A fierce critic of Islam’s treatment of women, the Somalia-born Hirsi Ali is known for her full-throated defense of the West, reason, and freedom. Her public rebellion against her Islamic upbringing has come with a steep cost: death threats and around-the-clock protection. She first received notoriety for penning Submission, a film renouncing the subjugation of Muslim women. (The film’s director, Theo van Gogh, was murdered by a Muslim fanatic in Amsterdam in 2004.) After being elected to the Dutch parliament in 2003, Hirsi Ali resigned her post three years later over a scandal involving false information on her citizenship application.

AMARTYA SEN

Development economist • India

As a young boy, Sen witnessed the devastating 1943 Bengal famine, which killed nearly 3 million people. Decades later, Sen’s investigations of the political and economic underpinnings of famines established him as the premier welfare economist of the 20th century. In addition to his famous assertion that famines do not occur in democracies, Sen was one of the first economists to empirically examine gender disparities in Asia. He was awarded the Nobel Prize in economics in 1998.

FAREED ZAKARIA

Journalist, author • United States

Editor of Newsweek International, Zakaria is one of the most influential and respected commentators on international affairs. His article “Why Do They Hate Us?” a Newsweek cover story in the weeks after the September 11 attacks, upended the conventional explanations of the day for a nuanced discussion of the economic, political, and social forces pulling Islamic societies apart.

GARRY KASPAROV

Democracy activist, chess grandmaster • Russia

One of the greatest chess players of all time, Kasparov is today a leading opposition figure in Russia, critical of Vladimir Putin’s tenure and the election of his successor, Dmitry Medvedev. Agitating against what he calls a “police state,” Kasparov heads the anti-Kremlin coalition The Other Russia, which frequently stages pro-democracy protests. He recently launched an “alternative parliament” in a bid to unite the country’s opposition.

RICHARD DAWKINS

Biologist, author • Britain

One of the world’s preeminent evolutionary biologists, Dawkins established an international reputation with his 1976 work, The Selfish Gene, which holds that genes compete to propagate. He possesses a renowned ability to synthesize and communicate complex scientific ideas to the wider public. He is perhaps best known today for his criticism of creationism and religion. An avowed atheist, his most recent bestselling work, The God Delusion, is a vigorous defense of science and reason.

MARIO VARGAS LLOSA

Novelist, politician • Peru

A giant of Latin American literature, Vargas Llosa has written dozens of works of fiction, drama, and literary criticism in his decades-long career. He is a firm believer in literature’s power to expose the injustice and tyranny of dictatorships, while providing moving defenses of free speech and individual liberty. He writes frequently on political issues in widely published columns.

 

 

 


STEPHEN COLBERT

Television host, satirist • United States

Host of the popular late-night fake news show The Colbert Report, Colbert so deftly and hilariously skewers the politically powerful that he has become one of young America’s go-to sources for genuine news and analysis. With deadpan delivery and a disregard for the line between parody and politics, Colbert is the ironic man’s talking head. For added intellectual cachet, he recently penned a bestselling book, I Am America (And So Can You!).

پی نوشت۱: تبریک به همه ی ایرانیها....

پی نوشت۲: حامد عباسیان:

همیشه از شب چشمت میان نقاشی/// به آسمان نگاهم ستاره می پاشی

پی نوشت۳: به نام دوستی های پایدار....

پی نوشت۴: ببخشید انگلیسی گذاشتم....، وقت نداشتم....

پی نوشت۵: " آنها گروهی بودند که در گذشتند، هر کار نیک و بد کردند برای خود کردند و شما هم هرچه کنید برای خویش خواهید کرد و شما مسئول کار آنها نخواهید بود" (۱۳۴ بقره) 

پی نوشت۶: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۷: همین.

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 12:46 | سه شنبه هشتم مرداد 1387 •

سکوت...

آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

ديگر دلم هواي سرودن نمي کند
تنها بهانه ي دل ما در گلو شکست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست

اي داد  ، کس به داغ دل باغ دل نداد
اي واي ، هاي هاي عزا در گلو شکست

آن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بود
خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست

«بادا»مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آيا»زياد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خدا حافظي کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست

 

قیصر امین پور

 

پی نوشت۱: زندگانی سيبی است گاز بايد زد با پوست !

پی نوشت۲:

خدای اطلسی ها با تو باشد/// پناه بی کسی ها با تو باشد

تمام لحظه های خوب یک عمر/// به جز دلواپسی ها با تو باشد

پی نوشت۳: حامد عباسیان:

یک بغض و مداد و چار دیواری و من/// یک عمر غزل گفتن تکراری و من

عاشق شد و از شهر کمی عشق خرید/// او مانده و عشق سرد بازاری و من

پی نوشت۴: تبریک و خسته نباشید به همه ی کنکوری هایی که امروز چه خوب و چه بد نتیجه هاشون رو دیدن، امیدوارم همیشه موفق باشند. 

پی نوشت۵: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۶: همین.

 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 18:31 | یکشنبه ششم مرداد 1387 •

این جا برقها هم می روند...

"رفتن" شروع "نوشتن" شد، در جایی که گذشتن رسم است و ماندن، خاطره... . باید گذشت. باید گذشت از محله ای که بزرگ می شویم، از خانه های پدر بزرگ، باید پرشی به اندازه ی بلندای زمان کرد، از رودی که جریان دارد، این جا، جاییست که همه میروند... .

زندگی در جریان است، تنهاتر می شویم، اما میرویم، شاید رفتن شروع نوشتن شد اما نوشته هم پر از خاطرات ماناست.... .  

خدا رفت....

من می روم...

تو هم برو...

نگاه کن، من دروغی ندارم، اینجا دو بعدی شدنم، چهره ام را دورنگ کرده، همه سیاه و سفید می شویم، این جا همان جایی است که چپ و راست معنا می یابد، همان جایی که با یک نیمه آفتاب می گیریم.... .

گفتم، باور کن:

این جا همه می روند....

 

اینجا حتی برقها هم میروند....

 

پی نوشت۱: من برای خودم نوشتم...

پی نوشت۲:حامد عباسیان:

 همیشه هرچه بخواهم، کلاغ می بردش/// به غربتی که ندارم سراغ، می بردش

پی نوشت۳: چه زود خانه ی زیبایمان کلنگی شد/// در حیاط قشنگش، کثیف و زنگی شد

پی نوشت۴:مسلم محمودی:

این روزها دیگر سالروز تولدم را به یاد نمی آورم...

شناسنامه من، عجیب ترین دروغ تاریخ است!

پی نوشت۵: همه آباد می شویم....

پی نوشت۶: من ادعایی ندارم...

پی نوشت۷: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

پی نوشت۸: همین. 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 13:24 | چهارشنبه دوم مرداد 1387 •