جفت بی پرواز...!

شنیده ام،
که کبوتران تنها نمی پرند...
من پرنده ام!
یک کبوتر،
که پرندگی نمی کند...!!
و سهم من سنگ بچه هاییست
که جفت بی پرواز صدایم کنند!
شوق پریدن در من نمرده است،
پر کشیدن را خوب بلدم،
اگر تو بال من باشی...
آخر شنیده ام،
کبوتران تنها نمی پرند...!
پی نوشت۱:
دیروز که چشمانت، هم سفره ی باران شد
از عشق نوشتن هم با اشک تو آسان شد
پی نوشت۲: شایان مقبلی:
هرکس به دلم خندید، اشکای منو رد کرد
تقصیر خودم باشه، چشمای خودم بد کرد
پی نوشت۳: زمان می گذرد و زمانه نیز هم...
پی نوشت۴:
قفس گرفته است تمام وجود مرا
درون قصه ای که گرفت، بود و نبود مرا
پی نوشت۵: شاید فردا رفتیم تهران...، یادم باشه به انقلاب یه سری بزنم!
پی نوشت۶: پابلو نرودا:
در تو پر می شوم
زیرا تو جامی هستی
در انتظار هدیه های زندگی من.
پی نوشت۷: حسین منزوی:
در ملتقای الکل و دود
آنگونه مست تو بودم
که از تمام دنیا
تنها دلم
هوای ترا کرده بود!
پی نوشت ۸: اینجا اون قدر بارون اومد...
پی نوشت۹: نقاشی از آفرموف...
پی نوشت۱۰: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۱۱: همین.
بن بست!

یک روز دوباره بادبادک در دست
رفتیم به کوچه ی عریض و بن بست
در شهر کسی نبود هی جار زدند
انگار دوباره عابری دار زدند
ای همسفرم پرندگی آغاز کن
با بال شکسته ام بیا پرواز کن
تا صدای خنده های ما رفت بهشت
فتوای حرامیت لبخند نوشت
گویی که دوباره بغض یک مرد شکست
زانوی غمش به زیر این درد شکست
دلتنگ نشو، عصای من باش عزیز
امروز فقط برای من باش عزیز
سوگند به لحظه های پروانه شدن
در آتش تو اسیر و دیوانه شدن
این کوچه غریب است، برای من و تو
بن بست عجیب است، برای من و تو
پی نوشت۱: ما رو که انداختن ترم بهمن...، آخه این انصافه... چند روز به خودمون وعده دادیم میریم دانشگاه...، حالا سه ماه وایسیم!!!!!!(البته کارت دانشجویی گرفتیم)
پی نوشت۲: آنا آخماتووا:
نه خیانتی، نه فریبی،
دیگر نیازی نیست همه شب
گوش به من بسپاری
تا برایت دلیل بیاورم که حق با من است.
پی نوشت۳: مسلم محمودی:
آی دخترها!
کودکان بالغ مثلا پر احساس!
من نمی گویم از چه
اما خودتان می بینید:
مردی از پسران امروز
ابرتر از همه ی دخترکان دنیا
تا ابد می گرید!
پی نوشت۴: مریم حیدرزاده:
چقدر شعر نوشتیم
برای باران
غافل از آن دل دیوانه
که بارانی بود.
پی نوشت۵: من می خوام دیوار خونه پر عکسای تو باشه...
پی نوشت۶: از دیروز موقع ثبت نام رفتم رو استندبای...!!!!
پی نوشت۷: تازگیا دوباره شادمهر داره جایگزین همه ی ترانه هام میشه!!!
پی نوشت۸: عکس از هیوا مسیبی... نام اثر: پریا.
پی نوشت۹: خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۱۰: همین.
نامه...

من خيره به عكس روي ديوار تو ام
در حسرت بازگشت و ديدار تو ام
يك لحظه به چشمان تو درگير شدم
شايد كه درون كودكي پير شدم
من بودم و عاشقی و يكرنگ شدن
پرواز و غريق شعر و دلتنگ شدن
اي دورترين سايه ي آرامش من
اين بغض براي آخرين خواهش من
هي، دفتر خاطرات من فال تو بود
اين نامه ي آن شاعر بي حال تو بود
پي نوشت۱: بدجور مونديم سر دوراهي.... اين كارنامه ها رو چرا دادن آخه!!!!؟
پي نوشت۲: به افتخار خليج فارس... همه لینک بدید!!!!
پي نوشت۳: تار شبيه يك پدر....، ترمه شبيه يك مادر!
پي نوشت۴: اين روزها همه الك دولك مي خوانند...، شما چطور!؟
پي نوشت۵: خيلي وقته روي چايي من مهماني نيست!
پي نوشت۶: فروغ:
جمعه ي ساكت
جمعه ي متروك
جمعه ي چون كوچه هاي كهنه غم انگيز
جمعه ي انديشه هاي تنبل بيمار
جمعه ي خميازه هاي موذي كش دار
جمعه ي بي انتظار
جمعه ي تسليم
پي نوشت۷: آقا يكي بياد "صداي پاي آب" رو شعر قرن انتخاب كنه، وگرنه مجبور ميشم...!
پي نوشت۸: يه كاري كن كه ميتوني...
پی نوشت۹: نقاشی از لئونید آرفموف...
پي نوشت۱۰: خنك آن قماربازي كه بباخت آنچه بودش/// بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر
پي نوشت۱۱: همين.
خانه ات خواهم بود...

من تو را به روی کنج ترین طاقچه ی دنیا خواهم گذاشت
بلکه تا همیشه محو تماشایت شوم... .
اما نه...
طاقچه جای پرنده نبود...
مرا ببخش!
برای پرواز هم، عجولم!!
تو تکراری نیستی،
خانه ات تازه ترین است...،
و من نگذاشته ام کسی پا در آن بگذارد.
خانه ی تو دیوار ندارد...
تنها یک سقف، که گچی نیست...
سقف آن از تار و پودم بافته شده است...
خانه ی تو درون من است،
و برای تو گرم می ماند...،
پس بدان:
هنوز، در کنج دلم جای تو خالیست!!!
پی نوشت۱: از همه ی تبریک ها ممنون...، خجالتمون دادید...!
پی نوشت۲: کلی کار دارم که باید انجام بدم، ولی...!
پی نوشت۳: نقطه ها معنای زیادی دارند، میتونن جای خالی باشن یا حتی جای خالی رو پر کنن!
پی نوشت۴: احمد شاملو:
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو می بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری، باغ آلوچه
....
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو می بره
ته اون دره
اونجا که شبا
یکه و تنها
تک درخت بید
شاد و پرامید
می کنه به ناز
دستشو دراز...
پی نوشت۵: خاطره ی شاملو و فرهاد برای تمام نسلها زنده است.
پی نوشت۶: پابلو نرودا:
عشق من، خنده ی تو
در تاریک ترین لحظه ها می شکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاریست،
بخند زیرا خنده ی تو
برای دستان من
شمشیری است آخته.
پی نوشت۷: دیروز فهمیدم خیلی مونده تا موسیقی بفهمم...، ولی الان یه چیزو می دونم، می دونم که نمی دونم!!!!!!!
پی نوشت۸: منم که هیچ وقت نیستم...، دیروز کلی خجالت زده شدم که باز نبودم!!!!
پی نوشت۹: عکس از هیوا مسیبی...
پی نوشت۱۰: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۱۱: همین.
سیب گناه...
تو ای شروع حادثه برای بغض شیشه ای
کنار گریه های من، گناه تو کلیشه ای
گناه سیب های تو به پای بچگی من
بدون تو جهنم است تمام زندگی من
گناه کار قصه ها مرا عذاب می کنی
تنگ شراب های خود پر از گلاب می کنی
مرا ز یاد برده ای تو ای رفیق دور من
فدای اخم های تو، دو چشمهای کور من
سکوت خانه ی مرا دچار خستگی نکن
درون واژه های من دگر غریبگی نکن
به پاس خنده های تو، تمام اشکهای من
در این اتاق بی کسی، فقط بمان برای من
پی نوشت۱: ما هم شدیم جزو قشر تحصیل کرده...، حالا که چی!؟
پی نوشت۲: میگم وقتی ترانه ی آدم آهنگسازی میشه، خیلی حال میده...، گلاب به روتون از دانشگاه رفتن بیش تر حال داد!
پی نوشت۳: تبریک به خیلیا... بیش تر به یک نفر...
پی نوشت۴: خیام:
خیام اگر ز باده مستی خوش باش/// با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است/// انگار که نیستی، چو هستی خوش باش
پی نوشت۵: فروغ:
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه ی من آمدی برای من
ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
پی نوشت۶: دیشب شب خوبی بود...، یک مدیر به قولش وفا کرد و رفتیم رستوران...!
پی نوشت۷: میشه گفت یک دوره زندگی تموم شد و یک دوره ی جدید شروع میشه با آدمای جدیدش، از اون آدم قبلیا خیلیاشون به یادم می مونن، کسایی مثه یک معلم فیزیک، یک مدیر مدرسه، یک ناظم، یک معلم ادبیات، یک دبیر ورزش به این راحتی ها فراموش نمیشن!!!
پی نوشت۸: من و کوروش هم میریم یه جا...، خدا بخیر کنه!!
پی نوشت۹: نقاشی از سهراب سپهری...
پی نوشت۱۰: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۱۱: همین.
انتظار...

من منتظر هوای بارانی و یک چتر و کمی خنده ی تو
با هم شدن و درد دل عاشق بازنده ی تو
یک جنون و پرسه های بی وقت و غلط کاری ما
یک مداد و روز و ماه و خاطرات دیواری ما
من منتظر لرزش بی وقفه ی چشمان توام
هی پلک زدن، پلک زدن، بارش باران توام
سنجاق سرت همیشه یادگار تکراری تو
این شعر شود، همدم لحظه های بیداری تو
ای همسفر کوچه ی اتفاق و آبانی من
از یاد نبر خاطره ام، همیشه بارانی من
من منتظر خیس شدن، دوباره آغاز توام
من منتظر نظاره ی دو بال پرواز توام
پی نوشت۱: چند وقت بود چیزی که به دلم بچسبه نگفته بودم...
پی نوشت۲: پیراهنت امتداد دستان من است/// بغض نازک شیشه ایت، جان من است
پی نوشت۳: چایی زیاد خوردم، زبونم سوخته...، یکی کمک کنه!!!
پی نوشت۴: فروغ:
من خواب دیده ام که کسی می آید
من خواب یک ستاره قرمز را دیده ام
و پلک چشمم هی می پرد
و کفش هایم هی جفت می شود
و کور شوم اگر دروغ بگویم
من پله های پشت بام را جارو كردم
و شيشه هاي پنجره را شستم...
پي نوشت۵: حميد مصدق:
چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم/// خانه اش ويران باد
پي نوشت۶: پست قبل خيلي خوب نبود...، ولي يك نفر خيلي قشنگش كرد...، ممنون!
پي نوشت۷: همه بايد برويم...
پي نوشت۸: نقاشي از كلود مونت...
پي نوشت۹: خنك آن قماربازي كه بباخت آنچه بودش/// بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر
پي نوشت۱۰: همين.
بافنده...

میان بافتنی های مادرم،
خدا را دیدم!
همان لحظه که خلقت را رج می زد...
مادرم، کاش سرنوشتم را به دلخواهم می بافتی....
تا کفشهایم کهنه نبودند.....!
پی نوشت۱: نبودم چند روز....، حالا هستم!
پی نوشت۲: " پس تناول کن و بیاشام و چشم خود(به عیسی) روشن دار، و هر کس از جنش بشر را که ببینی(به اشاره) با او بگو: برای خدای رحمان نذر روزه کرده ام و امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت."(۲۶-مریم)
پی نوشت۳: اینجا فقط داره میباره...،ببار ای بارون... ببار!
پی نوشت۴: سهراب:
چترها را باید بست،
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
پی نوشت۵: خدا هم، اینجاست...، بویش را می شناسم!
پی نوشت۶: حامد عباسیان:
باران که گرفت، زیر آواز بزن/// در دشت قفس سری به پرواز بزن
پی نوشت۷: آلبوم آخر سیاوش واقعا قشنگه...
پی نوشت۸: نقاشی از واسیلی کاندینسکی...
پی نوشت۹: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۱۰: همین.
به پايانم نبر...

طاقتم از خيابان، كمتر است...
مانند كوچه هم نيستم...
كمي بزرگ ترم از كودكي،
كمي كوچكتر از وسعت مرگ!
ميان يك دو راهي،
حس يك درنگ،
ميان كنجكاوي پنجره ها،
از ابتدا آغازم كن... .
به پايان من نزديك نشو...
بن بست عجيبي است!
پي نوشت۱: موندني باشي هميشه، لب پاييز و نبوسي/نشه پرپر شي عزيزم، مهربون، گلم، نپوسي
پي نوشت۲: شهريار قنبري:
يكي از ما ميتونه، ابرا رو سر بكشه/// از لج اين قفسا، صدتا كفتر بكشه
پي نوشت۳: حسين منزوي:
بي تو به سامان نرسم، اي سر و سامان همه تو/// اي به تو زنده همه من، اي به تنم جان همه تو
پي نوشت۴: چند روز ديگه ماه رمضونه...، چند روز ديگه نتايج مياد...، چند روز ديگه...!؟
پي نوشت۵: برقرار باشي و سبز...
پي نوشت۶: سعدي:
سعديا دور نيك نامي رفت/// نوبت عاشقي است يك چندي
پي نوشت۷: ژوزه ساراماگو(كوري):
" كشتن زماني لازم است كه وقتي آنچه هنوز زنده است، مرده باشد."
پي نوشت۸: بدجور هوس كوه كردم...!
پي نوشت۹: نقاشي ها از: Leonid Afremov
پي نوشت10: خنك آن قماربازي كه بباخت آنچه بودش/// بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر
پي نوشت11:همين.
دستهایت برای من...

تمام جاده ها را ختم بخیر می کنم...
و آن قدر دسته گل به آب خواهم داد،
تا دستانت برای دستانم، تنها شوند!
موهایت برای آبشار...،
چهره ات مال آفتاب...،
قامتت از آن سرو...،
گرمی دستانت مرا کافیست...،
اگر آستین های خدا به افتخار ما
بالا روند!!
پی نوشت۱: حامد عباسیان:
زیباترین غزل، به خدا می سپارمت/// دست تمام قافیه ها می سپارمت
پی نوشت۲: مهدی فرجی:
بلند شو همه رفتند، عاشقانه برقص/// به راه و رسم خودت جور کن بهانه، برقص
نمانده جز تو و آیینه ها کسی دیگر/// شبی که جشن پری هاست در میانه، برقص
پی نوشت۳: روزی دوباره تو را از ابتدا آغاز خواهم کرد...!
پی نوشت۴: مسلم محمودی:
" گاهی بیش از آنکه دوستت داشته باشم
مبهوت زیبایی توام...
عجیب همیشگی!"
پی نوشت۵: به پایان من نزدیک نشو...، بن بست عجیبی ست!
پی نوشت۶: روزهای جالبیست...، پر از حادثه برای اطرافیان...، آرام برای من!
پی نوشت۷: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۸: همین.
تا زندگی آغاز شد...

و زندگی آغاز شد...
تو با پیراهنی از چمن،
با تاجی از آفتاب
و تو با احساسی از آبی ترین بازتاب آسمان از دریا...
و من به اندازه ی دوازده رنگ آزادی می خواهم،
به اندازه ی پیوند آسمان و زمین،
یک افق...،
برای نقاشی چشمهایت...!
پی نوشت۱: تو فقط بخند عزیزم، اشک تو مرگ صدامه/// واسه پاهای شکستم، دست تو مثل عصامه
پی نوشت۲: و خدایی که در این نزدیکیست...
پی نوشت۳: نینا:
امشب دوباره غصه را با گریه باور میکنم/// عهدی به دل می بندم و یاد تو کمتر میکنم
پی نوشت۴: امیر:
زمین به دور تو مستانه داشت می چرخید/// در آن شبی که خدا از شراب دم می زد
پی نوشت۵: فراموش کنیم بهتر است...، همان طور که پدر و مادرمان فراموش کردند...!
پی نوشت۶: و یک روز گمشده ای را از میان واژه ها پیدا خواهم کرد...!
پی نوشت۷: موهای خرماییت را سبز می کشم/// تنها منم، یک صنوبر و دیدار تو
پی نوشت۸: و روزی دیگر تو را میان حرفها گم می کنم...!
پی نوشت۹: من تاحالا این همه کامنت یک جا ندیده بودم...، اینم از برکات وجود پویانه دیگه...!
پی نوشت۱۰: راستی چی شد!؟
پی نوشت۱۱: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۱۲: همین.
نارنج و ترنج...
آمدي ديدي كه پرپر مي شوم
در نبودت فصل آخر مي شوم
قصد دارم؛ تا تو را مهمان كنم
سهم خود را با تو يك ليوان كنم
مي شود سرشار يك لبخند شد
طعم يك چايي بدون قند شد
آمدي اين چشمها ناقابل است
جاودان عشق تو در عمق دل است
شمع ها را مي شود روشن كشيد
عشق را پيش تو و با من كشيد
باورش سخت است، باور مي كنم
چشم هايت را كمي تر مي كنم
با تو بودن معجزه شايد نبود
بي تو و بي عشق هم بايد نبود
پی نوشت۱: انگار پای ثانیه ها لنگ می شود/// وقتی دلی برای دلی تنگ می شود
پی نوشت۲:" قسم به عصر"(عصر-۱)
پی نوشت۳: گفته بودی دستهایم از خودم تنهاترند/// دستهایم مال آن تنهاترین دستان تو
پی نوشت۴: کلا چند وقته، هم من خیلی کلید کردم، هم بقیه...
پی نوشت۵: هادی ساعی، مبارکت باشه، حقت بود...، ما هم چهل و هفتم شدیم، حقمون نبود!
پی نوشت۶: فروغ:
" آن کلاغی که پرید
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی، پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه می دانند..."
پی نوشت۷: محسن یگانه:
" آی قصه ی بی و سرته، شعر بدون قافیه/// برای مرگ این صدا، نبودن تو کافیه"
پی نوشت۸: خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پی نوشت۹: همین.

