تبليغاتX
تار و ترمه - مردی که دوستش دارم!

مردی که دوستش دارم!

مرد سبزه، تنها و عجیب است. چون وسط سرش تاس شده موهای کنار گوشش را هم با تیغ می تراشد. خوشحالم که مثل تاسهای دیگر چند تار مویش را بلند نکرده تا از این طرف سرش به آن طرف برساند. تیپ و قیافه اش، حتی سیگاری که می کشد همگانی نیست. سیگارش سفید است و از این ایرانی ها نیست که پاکتهای قرمز و سفیدشان با اعصابت بازی می کنند. یک فندک زیپو نقره ای دارد. برای همین بوی گوگرد کبریتش خفه ات نمی کند. کلاه بره سر می گذارد. بیشتر اوقات شلوار کتان کرم و یا سرمه ای پایش است و گاهی جین یخی. کفشهای جیر بنددار می پوشد. مردهای همسن او کفش های چرم می پوشند تا دیرتر خراب شود. کفشهایشان را سالها واکس و قالب می زنند. نمی دانند این واکس زدن ها تنها قسمتهای شکسته ی کفششان را بیشتر جلوه می دهد.

مردهای همسن و سالش ازدواج کرده اند. سبیل می گذارند. شکم هایشان بزرگ می شود. شوخی هایشان هرزه تر. بچه دار می شوند. اولی دختر. دومی پسر. ماشین می خرند. جمعه ها می روند پیک نیک. عیدها شمال می روند. با پسرشان می روند دریا. زن و دختر روی ساحل زیر انداز پهن می کنند و آنها را تماشا می کنند. تعطیل که باشند مشهد هم خواهند رفت. پیراهن های دکمه دار مردانه می پوشند. ترجیحا سفید. شلوار پارچه ای هم. ترجیحا مشکی. مردهای همسن او در به در دنبال یک لقمه نان هستند. می چرخند. به هر دری می زنند که زندگی شان بچرخد.

او مجرد است. شب که باشد آهنگهای فرهاد را سوت می زند و در کوچه قدم میزند. صورتش را طوری می تراشد که پوستش آویزان شود. توپ پلاستیکی بچه ها را شوت می کند و با خودش می خندد. سر تکان می دهد. یک پک عمیق به سیگارش می زند. چشمهایش را تنگ میکند. شش اش گروی نه اش است. همسایه ها دوستش ندارند. جورابهایش. جورابهایش را باید مهم ترین قسمت در وضعیت ظاهری او دانست. جورابهایش نخی و کلفت هستند. حتی وقتی تابستان باشد. مرد، دوست داشتنی است. من خدایش هستم!

پی نوشت۱: خشم و هیاهو... ویلیام فاکنر... روایت متفاوتی دارد!

پی نوشت۲: حیف نیست درباره ی الی فروش کم تری از اخراجی ها داشته باشه؟! 

پی نوشت۳: همه كنكور رو خوب ميدين... من مي دونم.

پي نوشت۴: ديروز را دويدم تا شايد امروز بهتر باشد... امروز را ديگر نمي دوم به فردا اميدي نيست!

پي نوشت۵: مسلم محمودي:

سگ همسايه ما

ديشب ساعتي قبل از شام

سكته اي كرد و مرد!

من به قانون زمين مي خندم

كه چرا نعش سگي روي زمين مي ماند!

پي نوشت۶: فرزند پنجم از دوريس لسينگ را نخونديد هم آسمون به زمين نمياد!

پي نوشت۷: عكس از Steve Mccurry... .

آهای بچه های کلاس خانوم بوستامانته... ۸ تیر ساعت ۱۰ صبح امتحان گفت و شنود داریم هااااااااا... گفته باشم بعد نگید نگفتم!!

 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 20:51 | چهارشنبه سوم تیر 1388 •