تبليغاتX
تار و ترمه - ژنرال به فرشته شليك كرد!

ژنرال به فرشته شليك كرد!

پشت به آفتاب مي دوم...

تا شب نشده

بايد سايه ام را

از سيم خاردارها عبور دهم.

بايد دستهايم را به بي رحمي تيغ هايشان گره بزنم،

پاهايم را به درد بچسبانم،

و خونم را رويشان بپاشم!

 

و به كبكها مي گويم:

از زير برف

سرهايتان را بلند كنيد

اين صحنه ها ديدن دارد،

سايه ام دوست دارد زنده بماند،

نفس بكشد،

و تا شب نشده

آزاد است.

پي نوشت۱: يك پشه امشب روي من كليد كرده... خدا بهش رحم كنه!

پي نوشت۲: يكي منو ببره موهام رو كوتاه كنم.

پي نوشت۳: هوا به طرز عذاب آوري گرم است.

پي نوشت۴: عنوان اين پست اسم يك كتاب بود از يزدان سلحشور...

پي نوشت۵: آهنگ جديد دلم مي خواد...

پي نوشت۶: عكس از Carol Guzy.

 

!! نوشته شده توسط احمدرضا توسلی | 1:18 | یکشنبه هفتم تیر 1388 •